امروز ساعت حدود 5 و نیم صبح بلند شدم قرار بود بریم باغـ ِ ـمون برای گردو ها !
فقط میخواستم اینو بگم که واقعا خسته هستم ؛ تصور کنید که باغی با شیب 65 درجه تا 75 درجه رو با یک گونی پر از گردو با فاصله خیییلی زیاد در منطقه کوهستانی بروید بالا :|
الان دستام سیاهِ سیاه شدند.
میخوام وزنم به 85 کیلو برسه ؛ عددِ خوبی هست :)
این عکس رو از باغ گرفتم البته میدونم خیلی آماتور اَم.

ما را در سایت درد خفیف دندان دنبال میکنید
برچسب: داستان یک روز پاییزی, نویسنده: بازدید: 15